تبليغاتX
ماه شبهای من

ماه شبهای من

هم خونه ی من ای خدا  از من دیگه خسته شده

کتاب عشق ما دیگه خونده شده بسته شده

خونه دیگه جای غم او داره از من دور میشه

اون خونه ی قشنگه ما داره برامون گور میشه

داره برامون گور میشه

ای دل من ای دیونه بذار برم از این خونه

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 3:9 توسط پردیس |


ای غروب تلخ و ای اسمان غبار گرفته

شما بر عشق من اگاهید شما میدانید

که من چقدر برای این گریز پای مهربان اشک ریختم

میدانید که مثل پادشاهی مغرور و زیبا بر قصر من فرمان روای میکندمیدانید...

شما به همه رازهای قلب من اگاهید...

ولی من برای ارامش این سلطان بی جانشین

باید از زندگیم بگذرم 

از همه هستی و مستی ام...

از عشق,از امید,از رویاهای شیرین...

ای خورشیدکه میروی تا در ان سوی مرزها ما را فراموش کنی

به او بگو که چقدر دوستش دارم...

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 13:37 توسط پردیس |


خسته شدم از بس شعر نوشتم!

چه کار کنم..........؟

چی بگم.............؟

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387 11:27 توسط پردیس |


اونی که مدعی بود عاشقته

تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت

بی خبر رفتو تو این بی راهه ها

ردپاشم واسه چشمات جا نذاشت

آه ......... دل رو سوزوندی

آه .......... چرا نموندی

........

من و هر ثانیه و جنون تو

واسه من همین خیالت هم بسه

بذار جاده ها اشتباه برن

ما که دستمون به هم نمیرسه

با حریر پیله های کاغذی

واسه من جادرو ابریشم نکن

من به پروانه شدن نمیرسم

حرمت فاصله مونو کم نکن


آه ......... دل رو سوزوندی

آه .......... چرا نموندی

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 11:12 توسط پردیس |


می شد از بودن تو حالا یک ترانه ساخت

کهنه هارو تازه کرد,از تو یک بهانه ساخت

با تو می شد که صدات همه جارو پر کنه

تا قیامت اسم ماقصه هارو پرکنه

اما خیلی دید دونستم تو فقط عروسکی

کور و کر بازیچه ی باد مثل یک باد بادکی

غصه خوردن به عروسک منو گم کرد تو خودم

تورو خیلی دیر شناختم,وقتی که تمام شدم

اگه دست رفیق دستام, نه شریک غم بودی

واسه حس کردن دردام,خیلی خیلی کم بودی

توی شهر بی کسی هام تورو از دور می دیدم

تا رسیدم به تو افسوس به تباهی رسیدم

شهر بی عابر و خالی,شهر تنهایی من بود

لحظه ی شناختن تو,لحظه ی تمام شدن بود

مگه می شه از عروسک شعر عاشغونه ساخت؟

عاشق چیزی که نیست شد,توی دریاخونه ساخت

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387 13:26 توسط پردیس |


شعرهای دفتر من هیچ می دانی چه شد ؟

شعله و خاکستر من هیچ می دانی چه شد ؟

رفتنت بر عهد و پیمان خط بطلانی کشید

اعتقاد و باور من هیچ می دانی چه شد ؟

بعد تو دیگر کسی یادی از این تنها نکرد

چشم مانده بر در من هیچ می دانی چه شد ؟

لحظه تکرار تو در هر عبور از حادثه

زخم های پیکر من هیچ می دانی چه شد ؟

مستی من از تو و از همت چشمان توست

جام درد و ساغر من هیچ می دانی چه شد ؟

کاش می دیدی شکستم لحظه انکار تو

در وداع آخر من هیچ می دانی چه شد ؟

رفتی و آن حلقه را با خود نبردی یادگار

حرمت انگشتر من هیچ می دانی چه شد ؟

نیستی تا وقت گریه یار چشمانم شوی

گونه خیس و تر من هیچ می دانی چه شد ؟

رفتی و من ماندم و یک دفتر و صدها غزل

شعرهای دفتر من هیچ می دانی چه شد ؟

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387 20:22 توسط پردیس |


اگه تو مال من بودی ماه از چشات طلوع می کرد

پرستو از رو دست تو,نغمه هاشو شروع می کرد

 

اگه تو مال من بودی,کلاغ به خونش می رسید

مجنون به داد اون دل زرد دیوونش می رسید

 

اگه تو مال من بودی همه خبر دار می شدن

ترانه های عاشقی,رو سرم اوار می شدن

 

اگه تو مال من بودی قدم رو پاییز می زدیم

پاییز می فهمید که ماها زبونشو خوب بلدیم

 

اگه تو مال من بودی انقد غریب نمی شدم

من چی میخواستم از خدا,دیگه اگه پیشت بودم

 

اگه تو مال من بودی دور خوشی نرده نبود

دل من اون اواره ای که شبا می گرده نبود

 

اگه تو مال من بودی چشمام به چشمات شک نداشت

تنگ بلور ارزوم مثل حالا ترک نداشت

 

اگه تو مال من بودی,جهنمم بهشت می شد

قصه عشق ما دو تا,عبرت سرنوشت می شد

 

اگه تو مال من بودی میبردمت یه جای دور

یه جا که تو دیده نشی نباشه حتی کمی نور

 

اگه تو مال من بودی,میذاشتمت روی چشام

بارون می خواستی می بارید,ابر سفید گریه هام

 

اگه تو مال من بودی برگا تو پاییز نمی ریخت

شمعی که پروانه داره,اشک غم انگیز نمی ریخت

 

اگه تو مال من بودی قفس دیگه اسیر نداشت

ادما دارا می شدن,دنیا دیگه فقیر نداشت

 

اگه تو مال من بودی خیال نمی کنم باشی

پس می رم می کشمت پیش خودم تو نقاشی...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 17:49 توسط پردیس |


برای خواب معصومانه ی عشق کمک کن بستری از گل بسازیم

برای کوچ شب هنگام وحشت کمک کن با تن هم پل بسازیم

کمک کن سایبونی از ترانه برای خواب ابریشم بسازیم

کمک کن با کلام عاشقانه برای زخم شب مرحم بسازیم

 

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو

میونه سفره ی شب تو با من

بزا بین من و تو

دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

 

تورو میشناسم ای شبگرد عاشق

تو با اسم شب من اشنایی

از اندوه تو چشم تو پیداست که از ایلو تبار عاشقایی

تورو میشناسم ای سر در گریبون  غریبگی نکن با هق هقه من

تن شکستتو بسپار به دسته نوازشهای دست عاشق من

 

بذارقسمت کنیم تنهاییمونو

میونه سفره ی شب تو با من

بزا بین من و تو

دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

 

به دنباله کدوم حرف و کلامی.سکوتت گفتنه تمامه حرفاست

تورو از تپش قلبت شناختم

تو قلبت قلب عاشقای دنیاست

تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه منو

به جشن نور و اینه بردی

چرا از سایه های شب بترسم

تو خورشید و به دسته من سپردی

 

بزار قسمت کنیم تنهاییمونو

میونه سفره ی شب تو با من

بزا بین من و تو 

دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

 

 

کمک کن جاده های مه گرفته

منه مسافر و از تو نگیرن

کمک کن تا کبوتر های خسته

روی یخ بستگیه شاخه نمیرن

کمک کن از مسافر های عاشق

سراغ مهربونییو بگیریم

کمک کن تا برای هم بمونیم

کمک کن تا برای هم بمیریم

 

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو

میونه سفره ی شب تو با من

بزا بین من و تو

دستای ما

پلی باشه واسه از خود گذشتن

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 21:44 توسط پردیس |


شبی غمگین , شبی بارانی سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

نگاهم را گرفتار فنا کرد

به من می گفت تنهایی غریب است

ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام بود نفهمید

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

و او هرگز سکوتم را نمی دید

اگر چه تا ته دنیا صدا کرد....

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 1:49 توسط پردیس |


شب رفتنت عزیزم هرگرز از یادم نمیره

واسه هر کسی که میگم قصه شو آتیش میگیره

شب رفتنت نوشتی ,شدی قربونی تقدیر

نقره اشکای من شد توی گردنت یه زنجیر

سرنوشت ما یه میدون ,زندگی ولی یه بازی

پیش اسم ما نوشتن ,حقته باید ببازی

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387 0:41 توسط پردیس |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

شهریور 1388

اردیبهشت 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387



پیوندها

حسن دردعشق من
مريم
آرمان, یه عاشق
ثریا بانو
فاطمه ستاره ای از اسمان
مجید
شاهروخ
راحله خانوم
سارا
سهيل
حسين
نفيسه خانوم
نازنين
كروش
سميرا.رز مخملي
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin